تبليغاتX
شاگردان استاد رام الله

دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387

اطلاعیه

بنابر تصمیم مصوب مرکز حامیم ( مرکز حامیان ایلیا «میم»)  با توجه به شرایط جدید، تا اطلاع ثانوی، کلیه وبلاگها و سایتهایی که به نحوی در حمایت از معلم بزرگ ایلیا «میم»  فعالیت دارند، به روز نخواهند شد مگر در موارد معلوم و هماهنگ.

 

13/4/87

 

نوشته شده توسط شاگرد استاد رام الله در 16:3 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوم دی 1386

برگرفته از كتاب جريان هدايت الهي – استاد ايليا رام الله (پيمان فتاحي)

در امورات و فعالیت ها، در مسائل و مشکلات،  و در فشارها و گرفتاری ها، او را بخوانید. 

برگرفته از كتاب جريان هدايت الهي – استاد ايليا رام الله (پيمان فتاحي)

نوشته شده توسط شاگرد استاد رام الله در 16:14 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیستم آذر 1386

« دريافتهايي از تعاليم استاد ایلیا م رام الله (پیمان فتاحی)»

 

امان از مرده پنداشتنِ يگانه زنده ي جهان

 

مي خواهم داستاني برايتان بگويم درباره ي خانواده ای که در زندگی با مشکلات و سختی های زیادی مواجه شده بود. مرد، دچار شکست مالی شده بود، فرزندشان بیماری لاعلاجی گرفته بود و افسردگی و نا امیدی تمام خانواده را محاصره کرده بود. زنِ خانواده هرچقدر سعی می کرد امیدِ رفته بر باد را به خانه برگرداند موفق نمی شد و کاری از پیش نمی رفت. تا اینکه روزی لباس سیاه پوشید و غمگین در گوشه ای نشست. همسرش پرسید: چرا لباس سیاه پوشیده ای؟ زن گفت: مگر نمی دانی که او مرده است؟ مرد با تعجب پرسید: چه کسی مرده است؟ زن پاسخ داد: خدا . مرد با تعجب گفت: چطور می توانی چنین چیزی بگویی؟ چطور ممکن است خدا بمیرد؟ زن گفت:اگر خدا نمرده است، پس دلیل این همه غصه و ناامیدی چیست؟ آيا نا اميدي كامل ازیک شخص، مرده پنداشتن او نيست؟ تو فقط از شرمت مجلس ختم نمي گيري ولي همان تصوري كه راجع به يك مرده داري را از خداوند نيز داري. نا امیدی کاری شیطانی است.

این داستان، داستان هر روز اغلب مردم است. بیشتر انسانها به سوگ خداوند نشسته اند. خدای بیشتر انسانها مرده است. چرا که اگر زنده بود، اينهمه نا امیدی، افسردگی، پوچی و بدبختي شایع  نمي شد. ارتباط با خداوند نزد بسياري از انسانها معنایی ندارد. اگر به کسی بگویید مسائلت را با خدا  مطرح کن و با او حرف بزن و درد دل کن، شوخی بی مزه ای با او کرده اید. و شاید هم از آن به بعد هر وقت شما را ببیند، به چشم یک آدم متحجر و خرافه گرا به شما نگاه کند!!

اما به راستی چرا خدا را مرده پنداشته‏ایم؟ چرا گمان می‏بریم که خداوند نباید و نمی‏تواند با مخلوق و بنده‏ی خود ارتباط داشته باشد؟ مگر خداوند عاشق مخلوق خود نیست؟ این چگونه عشقی است که بگوییم بین عاشق و معشوق هیچ رابطه‏ای وجود ندارد؟ مگر اساسی‏ترین و مهمترین نیاز انسان، ارتباط با آفریدگار خود نیست پس اگر فکر کنیم که او به این نیاز مهمتر از آب و غذای بنده‏ی خود بی‏اعتناست چگونه می‏توان تصور کرد که خداوند بخشنده و مهربان است؟ اصلاً چرا نباید خداوند با مخلوق خود رابطه‏ای داشته باشد؟ چرا نباید مخلوق خود را هر لحظه هدایت کند؟ چرا نباید با بنده‏ی خود سخن بگوید؟ چرا گمان برده‏اید که خداوند تنها با گروه بسیار بسیار اندکی از بندگان خود سخن گفته؟ آیا نعوذ باللّه او تبعیضی میان بندگان خود قائل است؟ چرا فکر می‏کنیم که پروردگار متعال زمانی سخن گفته و زمانی دیگر ساکت شده است و اکنون نیز در سکوت بسر می‏برد؟...[1]   ادامه دارد

[1]  کتاب جریان هدایت الهی- جلد اول

*****

يكي از اساسي‌ترين موانع ظهور حقيقت و قرار گرفتن در مسير هدايت الهي، تعلّقات و وابستگي‌هاست. داشتني‌هاي دروني و بيروني. به راحتي نمي‌توانيم از دلبستگي‌هاي خود جدا شويم. هرچقدر داشتني‌ها و دلبستگي‌هايمان بيشتر باشد، حركت در مسير هدايت الهي مشكل‌تر است... (استاد ايليا «ميم» رام‌الله (پيمان فتاحي))

نوشته شده توسط شاگرد استاد رام الله در 13:11 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و ششم آبان 1386

از كتاب جریان هدایت الهی مي‌خوانيم:

 

«او»

«هدف ما يكي‌ است و آن، اوست. او كه تنها هدف حقيقي و يگانه حقيقت هستي است. او كه جز او هر چيزي و هر كسي باطل، دروغ و توهّم است. او كه سرچشمه زندگي، شادي و سرور، و لذّت و آرامش است.»

 

او كه نجات و بيداري است. او كه رستگاري و تعالي بشر است. او كه همه از او مي‌آيند و به او بازمي‌گردند. او كه همه چيز از اوست. او كه دوري‌اش رنج و عذاب، و جهل و ناتواني است.

 

او كه حضورش نور است و هدايت. او كه شعورش بيكران و قدرتش نامحدود است. او كه عشق و محبّتش لايزال است. او كه حقيقت هر چيز است. او كه اصل حقيقت وجود من است. او كه نزديكترين است و از من به من هم نزديكتر. او كه زيبا و بي‌همتاست. او كه تصوّر ناپذير  و وصف ناشدني است...

 

او كه هر كسي به نامي مي‌خوانَدَش و همه موجودات او را مي‌خواهند و ستايش مي‌كنند. او كه تحت نامها و اشكال گوناگون همان آرزوها و نيازهاي بشر است. او كه همه كس و همه چيز در برابر او رام و تسليم است. او كه همه، خواه ناخواه او را مي‌جويند.

 

او را حقيقت مي‌گويند. خدا مي‌خوانند. رستگاري و خوشبختي مي‌نامند...

 

هدف ما، اوست. هدف ما، رسيدن به حضور او، نزديكي به او، و وصل به اوست. هدف ما، بازگشت به او و ظهور اوست.

 

 

هدف ما، او،

               قصد ما، او،

                            راه ما، او،

                                       سعي ما، او

                                                    و روش ما، اوست.

نوشته شده توسط شاگرد استاد رام الله در 15:55 |  لینک ثابت   •